تِرید اِریا، محدوده‌ی امن تریدرها
  • ریبیت فارکس
    • بروکرهای منتخب
      سایر بروکرها

مهم‌ترین احساسات در روانشناسی معاملات

طمع

این احساس سرمایه‌گذاران را ترغیب می‌کند تا برای کسب سود بیشتر، مدت بیشتری در معاملات سودآور باقی بمانند یا وارد موقعیت‌هایی با حجم معاملاتی بزرگ شوند.
این احساس در فاز نهایی بازارهای صعودی یا نزولی، زمانی که حدس و گمان‌ها و تحلیل‌ها افراط‌گونه می‌شوند و سرمایه‌گذاران جانب احتیاط را کمتر رعایت می‌کنند آشکارتر است.

ترس

این احساس باعث می‌شود معامله‌گران به طور زودهنگام از موقعیت‌های خود خارج شوند یا به دلیل نگرانی از ضررهای قابل‌توجه، از ریسک‌پذیری خودداری کنند.
این احساس در بازارهای نزولی به‌شدت مشهود است و یک حس غالب است که می‌تواند معامله‌گران را دچار عجله کند تا برای خروج از بازار، به اقدامات غیرمنطقی دست بزنند. ترس اغلب در فاز نهایی به وحشت تبدیل می‌شود و به‌طورکلی باعث شدت‌گرفتن فروش و افت بیشتر در بازار می‌گردد.

حسرت

حس پشیمانی از سوی دیگر ممکن است باعث شود معامله‌گر بعد از اینکه در ابتدا فرصتی را از دست داد، به دلیل افزایش سریع قیمت، بدون تحلیل وارد معامله شود. این نقض انضباط معاملاتی و روانشناسی معامله‌گری است و اغلب منجر به ضرر می‌شود.

چرا روانشناسی معاملات مهم است؟

عملکرد معاملاتی یک معامله‌گر به تصمیمات سرمایه‌گذاری او مرتبط است. این تصمیمات خود تحت‌تأثیر احساسات، گرایش‌های ذهنی و فرایندهای ذهنی معامله‌گر (روانشناسی معامله‌گر) هستند.

تصمیمات سرمایه‌گذاری ممکن است از طریق استفاده از تحلیل بنیادی، با استفاده از داده‌های صورت‌های مالی یا داده‌های اقتصادی اتخاذ شود. از طرف دیگر، تحلیل تکنیکال ممکن است برای تصمیم‌گیری در مواقعی به کار گرفته شود که نیاز به استفاده از داده‌های تاریخی قیمت و حجم بازار است. صرف‌نظر از نوع داده‌های مورد‌استفاده، سوگیری‌ها (پیش‌داوری‌های ذهنی) و قواعد تجربی (راه‌حل‌های ذهنی ناخودآگاه و الگوها) می‌توانند بر جمع‌آوری و تفسیر داده‌ها توسط فرد تأثیر بگذارند و در نهایت به عملکرد نامطلوب منجر گردد.

منظور از اصطلاح مالی – رفتاری چیست؟

بخشی از اهمیت روانشناسی معاملات، در درک این موضوع است که چرا افراد در بازار یا سایر مسائل مالی تصمیمات غیرمنطقی می‌گیرند. رفتار مالی زیرشاخه‌ای از علم اقتصاد رفتاری است که تأثیرات روان‌شناختی و سوگیری‌هایی را شناسایی می‌کند که بر رفتارهای مالی معامله‌گران و متخصصان مالی تأثیر می‌گذارد. تأثیرات و سوگیری‌های روان‌شناختی می‌توانند به توضیح انواع ناهنجاری‌های بازار، از جمله افزایش یا کاهش شدید قیمت کمک کنند.

فرضیه بازار کارآمد (Efficient Market Hypothesis)

پیش‌ازاین فرض می‌شد که مشارکت‌کنندگان در بازار افرادی منطقی هستند و بازارها کارآمد عمل می‌کنند. بااین‌حال، رفتار مالی این فرض را به چالش کشیده است. این علم اذعان دارد که مشارکت‌کنندگان در بازار ممکن است مستعد سوگیری‌ها و قواعد تجربی باشند که بر تصمیم‌گیری منطقی تأثیر می‌گذارند؛ بنابراین، رفتار مالی تلاش می‌کند تا درک کند که مردم چگونه تصمیمات سرمایه‌گذاری می‌گیرند و این تصمیمات چگونه بر بازارهای مالی تأثیر می‌گذارد.

سوگیری‌های رفتاری در سرمایه‌گذاری

رفتار مالی به طور معمول مفهوم سوگیری‌های رفتاری را در بر می‌گیرد که به برخی از آن‌ها در زیر اشاره شده است:

اعتماد‌به‌نفس کاذب

اعتمادبه‌نفس کاذب تمایل به بیش از حد برآوردکردن توانایی‌ها، مهارت‌ها و دانش خود است. بسیاری از سرمایه‌گذاران خود را در سرمایه‌گذاری نسبت به سایر فعالان بازار ماهرتر می‌دانند. بااین‌حال، از نظر آماری برای اکثر سرمایه‌گذاران غیرممکن است که بالاتر از حد متوسط باشند. سرمایه‌گذاران با اعتمادبه‌نفس کاذب تمایل به معاملات بیش از حد دارند که منجر به هزینه‌های کمیسیون بالاتر و عملکرد ضعیف می‌شود. مطالعات همچنین نشان می‌دهند که سرمایه‌گذاران با اعتمادبه‌نفس کاذب، توانایی پیش‌بینی و دقت داده‌های ارائه شده را بیش از حد برآورد می‌کنند که منجر به رفتارهای احساسی و ریسک‌پذیری بیش از حد می‌شود.

رفتار گله‌ای

رفتار گله‌ای بیان می‌کند که مردم تمایل دارند رفتارهای مالی اکثریت را تقلید کنند. تمایل طبیعی انسان برای احساس بخشی از جمع، گاهی اوقات سرمایه‌گذاران را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد تا اقدامات سرمایه‌گذاری دیگران را دنبال کنند. هنگامی که یک جامعه در یک‌ جهت خاص حرکت می‌کند، اما فرد به دلیل نگاه متفاوت در جهت مخالف حرکت می‌کند احساس ناراحتی یا اشتباه می‌کند؛ بنابراین، سرمایه‌گذاران ممکن است با خرید دارایی‌هایی که تصور می‌شود توسط اکثریت خریداری شده است، از انجام تحقیقات خود و تصور اینکه دیگران تحقیق کرده‌اند، غافل شوند. رفتار گله‌ای در بازار سهام به‌عنوان علت رالی‌های چشمگیر و فروش‌های گسترده است. حباب دات‌کام نمونه‌ای از این موضوع بود، جایی که سرمایه‌گذاران به دنبال اکثریت، اوراق بهادار را در بسیاری از مشاغل مبتنی بر اینترنت به پیش‌بینی سودهای آتی خریداری کردند. تحلیلی که هرگز محقق نشد و منجر به حباب قیمتی بزرگی شد.

شکاف احساسی

شکاف احساسی به تصمیم‌گیری بر اساس احساسات شدید یا فشارهای احساسی مانند اضطراب، عصبانیت، ترس یا هیجان اشاره دارد. احساسات اغلب دلیل اصلی انتخاب‌های غیرمنطقی افراد هستند. همان‌طور که قبلاً گفته شد، ترس و طمع محرک‌های قابل‌توجه رفتار انسان هستند که می‌توانند منجر به واکنش‌های بیش از حد، ایجاد خوش‌بینی بی‌مورد، شور و هیجان غیرمنطقی و حباب‌های دارایی، یا برعکس، وحشت بازار و فروش‌های عمده شوند.

خودبزرگ‌بینی

خودبزرگ‌بینی به تمایل نسبت‌دادن موفقیت‌ها به توانایی‌های شخصی و شکست‌ها به عوامل خارجی اشاره دارد. تمایل به خودبزرگ‌بینی معمولاً از مهارت ذاتی در یک زمینهٔ خاص ریشه می‌گیرد. در این دسته، افراد تمایل دارند دانش خود را نسبت به دیگران بالاتر بدانند، حتی زمانی که از نظر عینی این‌گونه نباشد؛ بنابراین، یک سرمایه‌گذار ممکن است عملکرد موفق سرمایه‌گذاری خود را به مهارت‌های تصمیم‌گیری برتر خود نسبت دهد، اما عملکرد ضعیف را نه به تصمیم‌گیری ضعیف، بلکه به بدشانسی نسبت دهد.

اجتناب از زیان

یک خطای روانی رایج است و زمانی رخ می‌دهد که سرمایه‌گذاران بر نگرانی از ضرر و زیان بیش از لذت‌بردن از سود بازار تأکید می‌کنند. زیان‌، واکنش‌های احساسی بیشتری را در سرمایه‌گذاران نسبت به تأثیر مقدار معادل سود ایجاد می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، آن‌ها بیشتر از ضرر کردن اجتناب می‌کنند تا اینکه به دنبال کسب سود باشند.

سوگیری‌ها

سرمایه‌گذاران و معامله‌گران مستعد سوگیری‌های رفتاری هستند و می‌توانند با دام‌های متعددی روبرو شوند. این موارد ممکن است شامل خروج سریع از سرمایه‌گذاری‌های سودآور باشد، درحالی‌که سرمایه‌گذاری‌های زیان‌ده را برای مدت طولانی به امید بازگشت به قیمت خرید، نگه می‌دارند. معامله‌گران ممکن است صرف‌نظر از داده‌های مربوط به چشم‌اندازهای آتی سرمایه‌گذاری، با دنبال‌کردن عموم مردم، دارایی‌هایی را که اخیراً عملکرد مناسبی داشته دنبال کنند. آن‌ها ممکن است بر اساس اطلاعات دریافتی و با تکیه‌ بر توانایی‌های سرمایه‌گذاری خود ناگهانی و شتاب‌زده عمل کنند. یکی دیگر از تله‌ها، معاملات بیش از حد است درعین‌حال دست‌کم گرفتن ریسک سرمایه‌گذاری و عدم تنوع‌سازی مناسب سرمایه‌گذاری‌ها است. واکنش‌های احساسی به ترس یا طمع ممکن است در دوره‌های نوسانات بازار منجر به تصمیم‌گیری‌های ناخودآگاه شود. درک مفاهیم روانشناسی معاملات می‌تواند به تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر و منطقی‌تر کمک کند.

چگونه معامله‌گران می‌توانند بر سوگیری‌ها غلبه کرده و یا از آن‌ها اجتناب کنند؟

برای غلبه بر سوگیری‌ها، معامله‌گران می‌توانند از استراتژی‌های مختلفی استفاده کنند. بهبود دانش اصول مالی رفتاری می‌تواند به خودآگاهی و بهبود تصمیم‌گیری کمک کند. تدوین و پایبندی به یک برنامه معاملاتی با قوانین معاملاتی و شیوه‌های مدیریت ریسک، می‌تواند رویکردی ساختاریافته برای سرمایه‌گذاری ارائه دهد و فضای تصمیم‌گیری احساسی را به حداقل برساند. انجام تحقیقات مستقل تحلیل بنیادی یا تکنیکال بر روی فرصت‌های سرمایه‌گذاری و جستجوی مجموعه‌ای از داده‌ها برای حمایت از تحلیل، از جمله دیدگاه‌های مخالف، می‌تواند به اجتناب از رفتار گله‌ای و به چالش کشیدن باورهای موجود کمک کند.

جمع‌بندی

روانشناسی معاملات بر وضعیت ذهنی سرمایه‌گذاران تأثیر می‌گذارد و به اندازهٔ دانش و مهارت در تعیین موفقیت معاملات اهمیت دارد. یک معامله‌گر قبل از اینکه موفقیت را به طور پیوسته لمس کند بر رفتارهای مخرب ناشی از احساسات خود غالب می‌شود و از طریق مطالعه و تمرین عملی به خودآگاهی عمیقی می‌رسد.
در انتها، شما رو به مطالعه مقالهٔ مرتبط دیگری از مجلهٔ ترید اریا با موضوع «تله‌‌های روان‌شناختی در معامله‌گری» دعوت می‌کنیم!

امتیاز شما به این مقاله

ثبت کامنت جدید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *